تاريخ : جمعه پنجم دی ۱۴۰۴ | 7:22 | نویسنده : ༒•HAMID•༒
مشب غم تو در دل دیوانه نگنجند
گنج است و چه گنجی که به ویرانه نگنجد
تنهایی ام امشب که پر است از غم غربت
آن قدر بزرگ است که در خانه نگنجد
مجنون چه هنر کرد در آن قصه مرا باش
با طرفه جنونی که به افسانه نگنجد
تا رو به فنایت زدم از حیرت خود پر
سیمرغم و سیمرغ تو در لانه نگنجد
دور از تو چنانم که غم غربتم امشب
حتی به غزلهای غریبانه نگنجد
.: Weblog Themes By Pichak :.
